مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

70

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

عقيدهء ثنويّه را دارند و گروهى بر مذهب خرميّه و حرّانيان‌اند و جمعى از ايشان خود را در پردهء اسلام نهفته‌اند و مىگويند مبدأ جهان نور است و آن نور خود پاره‌اى از خويشتن را نسخ كرده و به ظلمت استحالت يافته است . بعد نگاهى اجمالى دارد به آراى چينيان و تركان و هنديان قديم در باب مبدأ آفرينش و مىگويد : هنود دسته‌هاى بىشمارند و در كل عبارتند از براهمه و سمنيّه و معطّله‌اى ديگر كه به توحيد قايل‌اند امّا رسالت انبيا را منكرند و جمعى از ايشان‌اند مهادرزيّه كه گويند مبدأ آفرينش سه برادر بودند ، يكى از آنان مهادرز بود و آن دو برادر ديگر به مكر بر او حيله كردند و اسب او سقوط كرد و او از اسب در غلتيد و مرد . پس ، آن دو پوست او را باز كردند و بر روى زمين گستردند ، پس از پوست او بود زمين و از استخوانهاى او كوهها و از خون او رودخانه‌ها و چشمه‌ها و از موى او درختان و گياهان . مؤلف در پايان مىگويد ما به فساد مذاهب ايشان اشارت كرده‌ايم و اين گونه داستانها ( افسانه‌ها و اساطير ) اگر رمز و لغز و تمثيل نباشد مردود است و اين سخن او همان سخن است كه حكيم فردوسى در باب معنى اسطوره‌ها گفته است : از و هر چه اندر خورد با خرد ، * دگر ، بر ره رمز ، معنى برد [ 1 ] سپس به نقل آراى اهل كتاب در باب مبدأ آفرينش مىپردازد و از يهود آغاز مىكند . استناد او ، در نقل آراى ايشان ، به كتابى است كه آن را « شرايع اليهود » مىخواند و چون مؤلف عبرى مىدانسته بر ما معلوم نيست كه اين كتاب به زبان عبرى بوده است يا عربى . به هر روى ، از ايشان نقل مىكند كه بارى تعالى ، بىآنكه نطق و حركت و فكر و زمان و مكانى وجود داشته باشد ، هفده چيز را آفريد كه عبارتند از : مكان ، زمان ، باد ، هوا ، آتش ، آب ، خاك ، تاريكى ، روشنى ، عرش ، آسمانها ، روح القدس ، بهشت ، جهنم ، صورتهاى خلايق و حكمت و گويا در اصل نسخه يك چيز ديگر هم بوده است كه هفده كامل شود ، چون در اين مجموع شانزده چيز بيشتر نيست . شايد يكى از آنها هفده تا روح بوده باشد . و از گروهى ديگر از ايشان نقل مىكند كه معتقد بوده‌اند نخستين چيزى كه بارى تعالى آفريد بيست و هفت چيز بود و بر اين هفده چيز كه ياد شد ده چيز ديگر را هم افزوده است كه عبارتند از : « كلام موسى » ( آن سخن كه شنيد ) و « همهء آنچه پيامبران ديده‌اند » و « من » و « سلوى » و « غمام » ( ابر [ 2 ] ) و « چشمه » [ 3 ] اى كه بر بنى اسرائيل آشكار شد و « شياطين » و « جامه » اى كه آدم و حوّا آن را

--> [ 1 ] شاهنامه ، چاپ مسكو ، ج 1 ، ص 21 . [ 2 ] همان ابر مذكور در آيهء وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى . . . 2 : 57 ( 2 : 57 ) و ابر را سايبان شما كرديم و « من » و « سلوى » را بر شما فرو فرستاديم . [ 3 ] همان چشمهء مذكور در آيهء « وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً » 2 : 60 ( 2 : 60 ) و چون موسى از براى قوم خود جوياى آب شد و ما به او گفتيم كه عصاى خويش را بر سنگ زن ، پس دوازده چشمه از آن برجوشيد .